هفتمین نشست باشگاه کتاب

هفتمین جلسه از باشگاه کتاب که در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه در کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد بخش مرجع در دانشگاه خوارزمی برگزار شد.

با حضور اساتید گروه علم اطلاعات و دانش شناسی و دانشجویان این گروه و گروهای مختلف.

طبق روال در ابتدای جلسه که جلسه ای بسیار گرم و صمیمی بود دکترمحمد زره ساز معرفی کوتاهی از رمان ملت عشق بیان کرد و دانشجویان تک تک خود را معرفی کردند.

کتاب ملت عشق در ترکیه بیشتر از ۵۰۰ بار به چاپ رسیده و توانسته است عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورد. این کتاب در ایران هم با استقبال بسیار خوبی مواجه شده و تا به حال بیشتر از ۵۰ بار چاپ شده و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند.

این کتاب در واقع دو رمان است که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده است. دو رمان که موازی هم جلو می رود. یکی در سال ۲۰۰۸ در آمریکا اتفاق می افتد و دیگری در قرن هفتم در قونیه.ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق مولانا و شمس تبریزی است.

در ادامه دکتر زره ساز بیان کرد آن چه که در مورد رمان ملت عشق بسیار چشم گیر و جذاب است نحوه تغییر زاویه دید می‌باشد. در کتاب از زاویه دید اول شخص و سوم شخص استفاده شده و همین باعث جذابیت دو چندان مطالب شده است. کتاب مدام از زاویه دید افراد مختلف روایت می شود و حدود ۱۸ نفر، اتفاقات را شرح می دهند.

دانشجویان  دانشگاه خوارزمی که از رشته های مختلفی چون : علوم تربیتی، روانشناسی، تربیت بدنی،شیمی محض، جامعه شناسی،فلسفه و … با حضور گرمشان این جلسه از باشگاه کتاب که معرفی و نقد رمان پر مخاطب  ملت عشق بود را شکل دادند.

در این جلسه از باشگاه کتاب قسمت کوتاهی از متن کتاب توسط یکی از دانشجویان علم اطلاعات و دانش شناسی خوانده شد.

سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود.

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم، همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم. هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیش تر مواقع در ترس و شرم به سر می بری. اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.

پیمودن راه حـق کار دل است، نه کار عـقل. راهنمایت همیشه دلـت باشد، نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نـفـس خـود آگاهـند، نه از کسـانی که نــفــس خـــود را نـادیــده مـی گیـرند.

در ادامه یکی از دانشجویان رشته روانشناسی مختصری درباره کتاب توضیح داد.

دکتر زره ساز این سوال را مطرح کرد که چرا کتابهایی مانند پله پله تا ملاقات خدا که درباره مولانا و شمس است، جزو پرفروش ترین و پرمخاطب ترین کتابها به شمار می آیند؟

دانشجویان جواب های متفاوتی را دراین باره دادند: برخی عقیده داشتند به خاط عشقی که مولانا تجربه کرده و دراین شمس کمک می‌کند درواقع مولانا کمک کرده تا افراد بهتر خود را بشناسند به حقیقت پی ببرند،دیدگاهی که مولانا دارد بیشتر در زمینه روانشناسی است و به خاطر علاقه بیشتر افراد در زمینه روانشناسی باعث می‌شود درباره مولانا بیشتر مطالعه کنند درواقع این نظر گروهی از دانشجویان بود و ممکن است بقیه افراد نظرهای گوناگون تری داشته باشند.

دکتر عظیمی هم در این باره نظری را بیان کرد: این کتاب درواقع هدف بیشترش بیان حقیقت است که انسان سال‌های سال است که در پی این حقیقت است که مانند گناهی رمزآلود هنوز به این حقیقت دست نیافته است  همانطور که مولانا بعد از پنجاه سال به حقیقت اعتراف میکند…

دکتر زره ساز: یکی از هدف‌های ما از برگزاری باشگاه کتاب این است که سوالات در ذهن ما پدید بیایند نه اینکه به همه سولات ما پاسخ داده شود و در آخر تشکر و قدرانی از دکتر علیمحمدی به خاطر در اختیار گذاشتن قسمتی از بخش مرجع کتابخانه و حضور اساتید گروه علم اطلاعات و دانش شناسی این جلسه گرم و صمیمی هفتمین نشست باشگاه کتاب به اتمام رسید.

 

 

نویسنده نوشته: مهسا ترابی

دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه خوارزمی

1 thought on “هفتمین نشست باشگاه کتاب

    ایمان نریمانی

    (1397-04-09 - 9:22 ق.ظ)

    عالیه خسته نباشید. چقدر دوست داشتم تو این جلسه باشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *