گزارش یک تجربه: پژواک آوند دیالوگ

پیش درآمد

پژواک آوند دیالوگ نام باشگاه کتاب ما است. این نام را به پیشنهاد آقای دکتر علیمحمدی برای باشگاهمان انتخاب کردیم. فلسفه انتخاب این نام را از نظر ایشان جویا شدیم. از نظر او، کار “آوند” در گیاهان این است که به رسیدن مواد غذایی به شاخه‎های اصلی و فرعی و تک تک برگ‎های گیاه کمک می‌کند. با توجه به نقش آوند در انتقال مواد غذایی به شاخه‎های اصلی و فرعی و تک تک برگ‎های گیاه،  آنچه بین افراد جابه جا می‌شود، گفت‎وگو، تفکر و مفاهمه است. این گفتگو که اثر مثبت آن دیده شود و سازندگی داشته باشد، یک “دیالوگ” است و گفتگوی دو یا چند نفره است. آنچه در جلسه‌های باشگاه کتاب اتفاق می‌افتد، انعکاس یک تلاش فکری است که با واژه “پژواک” نشان داده شده است. بنابراین، باشگاه کتاب فضایی است که تعاطی افکار در محیط دانشگاه را نشان می‎دهد و صورت عینی این تعاتی افکار در حکم یک آوند است که به شکل‌گیری، تداوم و توسعه‎ی دیالوگ بین  افراد مختلف کمک می‎کند.

این ایده چطور به ذهنمان رسید؟

negar zargar
نگار زرگر

من (نگار زرگر)، به عنوان دبیر انجمن علمی- دانشجویی علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه خوارزمی پیشنهاد برگزاری باشگاه کتاب را در جلسه‌ای با حضور اعضا این انجمن مطرح کردم. ایده این کار را از باشگاه کتاب ایرانداک گرفتیم. ابتدا تجربه‌ کافی نداشتیم و سعی کردیم اطلاعاتی را در این زمینه کسب کنیم و از افرادعلاقمند کمک بگیریم. یکی از ما تجربه‌ای شبیه به این کار را در دوران کودکی و مدرسه داشت. البته نه اینکه یک باشگاه کتاب واقعی را تجربه کرده باشد. بهتر است داستان را از زبان خود او (نیلوفر) بشنویم:

nilofar sadeghi
نیلوفر صادقی

“در مدرسه به کتاب خواندن خیلی علاقه داشتم، گاهی با هم مسابقه می‌دادیم و در پایان هر هفته لیست کتاب‌هایی را که خوانده بودیم به یکدیگر می‌دادیم و خلاصه آن را برای هم می‌گفتیم. اما به مرور زمان و با تغییر یک سری از شرایط عادت مطالعه من و دوستانم کم‌رنگ‌ شد و مطالعه جای خودش را به یک سری فعالیت‌های متفرقه دیگر داد به‌طوری که در اوایل دبیرستان میزان کتاب‌خوانی من از هفته‌ای ۳ تا ۵ کتاب به یک کتاب در سال تغییر کرد! این وضع متأسفانه ادامه داشت تا اینکه در نیمه‌های فرودین ماه سال ۱۳۹۶ ورق برگشت. حالا من دانشجوی ترم دو کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی و عضو انجمن علمی-دانشجویی علم اطلاعات و دانش‌شناسی بودم. وقتی در مورد باشگاه کتاب شنیدم، به یاد دوران کودکی و جمع‌های دوستانه و کتابخوان که داشتیم افتادم. به همین دلیل با اشتیاق تمام موافقت خودم را با برگزاری این باشگاه کتاب اعلام کردم. می‌دانستم که این نشست انگیزه‌ و شروعی می‌شود برای از سرگرفتن عادت شیرین دوران کودکیم یعنی خواندن”.

هدف ما چه بود؟

این اتفاق برای چند نفر دیگر از ما هم افتاده بود؛ البته به شکلی متفاوت. بنابراین تصمیم گرفتیم باشگاه کتاب را راه بیندازیم. حالا وقت آن بود که برای اجرا کردن این طرح برنامه بریزیم.

چگونه ایده‌مان را اجرایی کردیم؟

یک جلسه با دوستان انجمن و استادانمان تشکیل دادیم. چند پرسش اساسی داشتیم که پاسخ به آنها کمک زیادی به ما می‌کرد. این پرسش‌های ما بود:

  • باشگاه را به چه شکلی اجرا کنیم؟
  • بهترین محل برای برگزار آن کجا است؟
  • چه زمانی در هفته برای باشگاه کتاب مناسب‌تر است؟
  • هر چند وقت یکبار این جلسه‌ها را تشکیل دهیم؟
  • به هر جلسه چقدر زمان اختصاص دهیم؟
  • آیا مخاطبان خاصی را برای باشگاهمان درنظر بگیریم؟
  • برای اطلاع‌رسانی و جذب مخاطب چکار کنیم؟

با همفکری اعضای انجمن توانستیم پاسخ‌های مناسب را پیدا کنیم و یک گام به عملی کردن ایده‌مان نزدیک شویم. بنابراین:

  • تصمیم گرفتیم موضوع جلسه را آزاد بگذاریم. برای اینکه هر جلسه شکل بهتری داشته باشد، قرار شد تا جایی که می‌توانیم یک مهمان اصلی برای نشست درنظر بگیریم و انتخاب کتاب و صحبت در مورد آن را به او واگذار کنیم. بخشی از زمان نشست را به مهمان و بخشی را به گفتگوی آزاد پیرامون کتاب اختصاص دادیم.
  • با همکاری مدیر وقت کتابخانه مرکزی دانشگاه خوارزمی، آقای دکتر منصوریان و بعد از آن همراهی آقای دکتر علیمحمدی، یکی از سالن‌های این کتابخانه را برای اجرای باشگاه درنظر گرفتیم.
  • با توجه به اینکه دوشنبه، شلوغ‌ترین روز دانشگاه است، تصمیم گرفتیم این جلسه‌ها را در روزهای دوشنبه برگزار کنیم تا امکان جذب بیشترین مخاطب برایمان فراهم شود. تصمیم گرفتیم ساعت ۱۴ باشگاه را شروع کنیم، به این دلیل که اغلب دانشجویان در این ساعت، کلاس تخصصی نداشتند و فقط برخی کلاس‌های عمومی در این زمان برگزار می‌شد.
  • برای اینکه فرصت برنامه‌ریزی بیشتری برای هر جلسه در اختیار داشته باشیم، پیش‌بینی کردیم تا هر دو هفته یکبار این جلسه‌ها را تشکیل دهیم.
  • با توجه به اینکه ممکن بود جلسه طولانی باعث خستگی مخاطبانمان شود، حدود ۹۰ دقیقه برای اجرای هر برنامه درنظر گرفتیم.
  • از آنجا که هدف ما تشویق دانشجویان به کتابخوانی بود، بنا را بر این گذاشتیم تا حضور در باشگاه برای همه علاقمندان به کتابخوانی (دانشجو، استاد، کارمند) آزاد باشد و هیچ محدودتی قائل نشویم.
  • از دانشجویان رشته‌های دیگر مثل تکنولوژی آموزشی کمک گرفتیم تا برای هر جلسه یک پوستر جذاب تهیه کنیم. کار اطلاع‌رسانی برای باشگاهمان را در فضای مجازی شروع کردیم و در حدود یک هفته قبل از هر باشگاه، یکی از دوستانمان را برای توزیع و نصب پوستر کاغذی در بخش‌های مختلف دانشگاه مأمور کردیم.

اجرای این کار برای ما به عنوان دانشجویان کم تجربه چندان ساده نبود. به ویژه اینکه برنامه‌های دیگر انجمن دانشجویی مان را هم باید انجام می‌دادیم. برای جلسه‌ی اول تصمیم گرفته شد که از دکتر یزدان منصوریان دعوت کنیم و انتخاب کتاب را به عهده‎  ایشان گذاشتیم. آقای دکتر منصوریان کتابی با عنوان “بی‌نام” اثر جاشوا فریس را معرفی کردند و دیدگاه خود نسبت به نویسنده، طرح رمان، شخصیت اصلی داستان و ماجراهایی که در طول داستان برایش اتفاق می‌افتد را بیان کردند. ادامه جلسه به بحث پیرامون کتاب گذشت. تجربه یکی از ما (هانیه) از برگزاری جلسه اول هم خواندنی است:

hanieh khani
هانیه خانی

“آن روز همزمان با باشگاه کتاب کارگاه آموزشی دیگری هم برگزار می‌کردیم. یادم‌است مسافت بین دانشکده روانشناسی، خانه فرهنگ و کتابخانه مرکزی را بارها و بارها طی کردم. وقتی به سالن کتابخانه مرکزی -همان جا که باشگاه کتاب در حال اجرا بود- رسیدم، آنقدر ساکت بود که صدای نفس‌ها و قدم‌هایم را روی کف‌پوش می‌شنیدم. احساس کردم جو سنگین وجدی است. دکترمنصوریان صحبت می‌کردند. برایم جالب بود که اولین جلسه با استقبال روبرو شده بود. شروع کردم به عکس گرفتنو خوشبختانه کم کم فضای دوستانه و گپ و گفت بین حاضران ایجاد شد”.

تجربه‌ای که ما داشتیم نشان داد جلسه اول سختی‌های زیادی دارد. اگرچه میزان استقبال از اولین نشست باشگاه کتاب خوب بود. اما در ابتدای نشست اثری از آن فضای دوستانه و صمیمی‌ای که انتظارش را می‌کشیدیم نبود! هم تجربه نخست ما بود، هم اولین حضور دانشجوها در چنین جمعی! اما خوشبختانه حدود نیم ساعتی پس از آغاز نشست و نقد زیبای دکتر منصوریان از کتاب کم کم جو سالن از آن حالت سرد و رسمی خارج شد و حاضران جلسه درمورد کتاب شروع به بحث کردند.

پس از برگزاری نخستین نشست، گزارشی ازآن را برای افراد و گروه‌های مختلف فرستادیم و خوشبختانه با نظرها و حمایت‌های گرم و دوستانه رو به رو شدیم. همین امر باعث شد برای برگزاری نشست دوم بیشتر تلاش کنیم و دومین جلسه را با همکاری انجمن‌های کودکان استثنایی و عربی برگزار کنیم. این همکاری، تعداد مخاطبان باشگاه کتاب را بیشتر کرد. جلسه دوم، با حضور با خانم دکتر پرچکانی از گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه خوارزمی برگزار شد و ایشان هم کتابی با عنوان “موسم هجرت به شمال” اثر طیب صالح را بررسی و نقد کردند. در جلسه سوم موضوع بحث را آزاد گذاشتیم تا هرکس هر کتابی را که خوانده به جلسه بیاورد، در مورد آن صحبت کند و برداشت خود از کتاب را برای دیگران بگوید. در این نشست درباره کتاب‌های زیر  بحث و گفتگو شد: “روزهای برمه” از جرج اورول، “فاطمه فاطمه است” از علی شریعتی و “کفش باز” از فیل نایت. جلسه سوم خیلی بهتر از قبل انجام شد و مارا برای ادامه کار دلگرم‌تر کرد. حالا به دنبال برگزاری جلسه چهارم با حضور یکی از استادان گروه تکنولوژی آموزشی هستیم و امیدواریم به زودی یک نشست پربارتر داشته باشیم.

پژواک    پژواک آوند دیالوگ             پژواک آوند دیالوگ

سختی‌های این کار:

راه‌اندازی باشگاه کتاب هم به این سادگی که خواندید نبود، ما مجبور بودیم برای هر جلسه موضوعی را در نظر بگیریم، سپس با استاد مربوطه هماهنگی‌ها را انجام دهیم که گاهی اوقات برخی برنامه‌ها با هم تداخل پیدا می‌کردند و باید دوباره در این زمینه تصمیم می‌گرفتیم. متأسفانه پشتیبانی مناسبی از اداره انجمن‎های دانشگاه دریافت نکردیم. حتی برای پذیرایی با همت مدیران کتابخانه این کار را انجام دادیم. همچنین برای اطلاع‌رسانی نیاز به طراحی پوستر داشتیم و نیروی ویژه‌ای را برای انجام این کار در اختیار نداشتیم. برای اینکه از این سختی‌ها کم کنیم تصمیم گرفتیم از همکاری و توان انجمن‌های دیگر استفاده کنیم و برای جلب نظر مسئولین دانشگاه وارد عمل شویم.

دستاورد این تجربه برای ما:

اجرای باشگاه کتاب دستاوردهای قابل توجهی برای ما داشت؛ فهمیدیم به جز افرادی که در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی تحصیل می‌کنند یا تحصیل کرده‌اند، افراد دیگری هم هستند که به حضور در برنامه‌های ما علاقمندند. حقوق خوانندگان را شناختیم، متوجه شدیم درک یک کتاب در دنیای آدم‌های مختلف، متفاوت است و صحبت کردن با آنها باعث می‌شوذ خوانندگان با دیدگاه‌های مختلف درباره‌ یک کتاب واحد آشنا شوند. در مورد فایده خواندن رمان و کتاب‌های ادبی اطلاعات زیادی به دست آوردیم و یادگرفتیم این جمع چقدر می‌تواند در ایجاد انگیزه برای کتابخوانی سودمند باشد. امیدواریم این تجربه به اجرای برنامه‌های مشابه و ترویج کتابخوانی کمک کند.

سپاسگزاری: لازم است قدردانی خود را از اعضای انجمن علمی- دانشجویی علم اطلاعات و دانششناسی که در برگزاری این باشگاه نقش داشتند و همچنین خانم دکتر آخشیک که در شکل‌گیری و نگارش این مقاله به ما کمک کردند، ابزار کنیم.

نویسنده نوشته: نگار زرگر

دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه خوارزمی و دبیر انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه خوارزمی

2 thoughts on “گزارش یک تجربه: پژواک آوند دیالوگ

    محمود سنگری

    (1397-08-09 - 3:53 ب.ظ)

    درود بر شما
    خسته نباشید و خداقوت به همه بچه های پرتلاش انجمن. باشگاه کتاب یادگاری شد برای نسل های آینده
    شاد باشید و با مهر

      نگار زرگر

      (1397-08-23 - 12:59 ب.ظ)

      سلام آقای دکتر
      سپاس از مهرتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *